قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3721
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و سيزدهم از رحلت خير البشر « 1 » در محرّم اين سال پادشاه جهانگير چنگيز خان از شاوور كوچ كرده عزم مراجعت به مقام اصلى و يورت قديم به امضا رسانيد ، و بر راه كوههاى باميان روان شد و اغروقى كه در حدود بقلان گذاشته بود كوچ فرمود و از جيحون گذشته آن زمستان در نواحى سمرقند [ 235 الف ] مقام نمود . و در تاريخ روضة الصفا آورده كه در بعضى تواريخ چنين مسطور است كه در وقت مراجعت چنگيز خان چون به بخارا رسيد صدر جهان را گفت : « كسى را كه ياسا و يوسون ( قوانين و شرايع ) اسلام را خوب دانسته باشد ، نزد من بفرست تا من از وى طريقهء مسلمانان را تحقيق نمايم . » صدر جهان به موجب فرموده عمل نموده قاضى اشرف را كه در آن زمان سرآمد فضلا بود با يك واعظ نزد چنگيز خان فرستاد . چنگيز خان از ايشان پرسيد كه « عقيدهء شما و راه و رسم مسلمانى چيست ؟ » گفتند : « معتقد ما آن است كه آفريدگار عالم يگانهء بىمثل و مانند است . » چنگيز خان گفت : « بر اين اعتقاد هيچ اعتراضى نيست . امّا از اوضاع شريعت خود بازگوييد كه نبى كدام و شريعت چه چيز است . » ايشان در جواب گفتند كه « نبى ايلچى [ ى ] است از جانب خداى تعالى كه اوامر و نواهى خداى تعالى را ، جلّ جلاله ، به ما مىرساند . » اين سخن نيز پسنديد و گفت : « من بندهء خدايم . هرروز ايلچيان امر و نهى بر بلاد و عباد مىفرستم و لشكريان خود را تكاليف شاقّه مىكنم . » بعد از آن پرسيد كه « نبىّ شما چند چيز بر شما واجب گردانيده ؟ » گفتند : « اوّلا پنج وقت نماز كه در آن وقتها بايد كه از غير حق سبحانه
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .